مانويت دين رسمي اويغورها بوده، كه پايتختشان درتورفان قرار داشت، و در آنجاست كه مقدار زيادي قطعات آثار مانوي كشف شده است. نخستين متن چاپي شريعت تائو (كه در اين باره نك يادداشت من راجع به فنگ تائو در نيمهٴ اول سدهٴ دهم) حاوي دو كتاب از كتب مقدس مانوي است! بدعت آلبيگايي [در جنوب فرانسه در پرونس] (نك سدهٴ دوازدهم) تاحدي تحت تأثير مانويان بودهاند. در آسياي مركزي بود كه مانويان نفوذ فراوان داشتند، و مخصوصاً به خاطر درك همهٴ دگرگونيهاي فرهنگي كه آسياي مركزي را در بر گرفته، لازم است كه آن دين را مورد توجه قرار داد، ولي مثالهايي كه عرضه شد نشان ميدهد كه اين تأثير در حقيقت از چين تا فرانسه را دربر ميگيرد.
اهميت آثار مانوي از لحاظ علم محض بسيار ناچيز به نظر ميرسد. افكار جهانشناسي در آنها بسيار خام است. در
خواستوانيفت، نوشتهٴ تركي مانوي نسبتاً متأخري كه به وسيلهٴ سر اورل استين در تونگ - هوانگ كشف شد، جانداران به پنج نوع تقسيم شدهاند: مردم، چارپايان، جانوراني كه در هوا پرواز ميكنند، جانوراني كه در آب زندگي ميكنند، و بالاخره آنها كه بر زمين ميخزند. (اوگوستين هم همان تقسيمبندي را ميكند.)
ج. فلسفهٴ هلنيستي و چين
فلوطين
فلوطين1 در حدود 203 در اسيوط2 مصر زاده شد، در 244 به روم آمد، و در 270 دركامپانيا درگذشت. فيلسوف يوناني. مؤسس مكتب نوافلاطوني (در روم). 54 كتاب او پس از 254 نوشته شد، كه فرفوريوس آنها را در شش تاسوعات (شش مجموعهٴ 9 تايي) تدوين كرده است. اثر او براي دانشمند داراي فايدهٴ ناچيزي است، ولي محيط علمي را تغيير داد.
فرفوريوس
فرفوريوس3 يا به نام ديگرش مالخوس4، در 233 در بتانيه فلسطين يا در صور زاده شد، در 264 به روم آمد، و تا به هنگام مرگش در حدود 304 در آنجا زيست. شاگرد فلوطين، فيلسوف نوافلاطوني. شروحي بر آثار فلوطين، رسالهٴ موسيقي بطليموس و بر مقولات (قاطيغورياس) ارسطو نوشت. آخري كه به وسيلهٴ بوئتيوس به لاتيني ترجمه شد، در قرون وسطي رايجترين مأخذ منطق ارسطويي شد. او زندگينامهٴ فيثاغورس و فلوطين را نوشت.